عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
412
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فضائل على ( ع ) . مردم در بسيارى ارزشها و فضيلتها به على ( ع ) مثل مىزنند چنان كه محمد بن مكرّم به علىّ البصير گفت : به خدا كه فضلهاى تو بيشتر از فضيلتهاى على ( ع ) است . و جاحظ گفته : هر گاه از پيشينگى در اسلام سخن گويند ، يا از اولين مسلمان نام مىرود يا از دليرى و مردانگى ، و دفاع از اسلام سخن مىرود ، و هر جا كه از آگاهى در دين و پرهيز از مال دنيا - كه مردم به خاطر آن همديگر را مىكشند - گفتگو شود ، يا هر گاه از دهش و بخشش در جاى شايسته سخن برود ، نام على ( ع ) بر زبانها مىرود - خشنودى خدا بهرهء او باد - و حسن مىگفت : بسا مرد كه دانشمند است امّا خداى پرست نيست يا خداى پرست است امّا دانشمند نيست ، يا دانشمند و خداىپرست است امّا خردمند نيست ، امّا سليمان بن يسار هم دانشمند بود و هم خداى پرست و هم خردمند ، امّا نيك بنگر كه اين ارزشهاى وى در برابر خصال على ( ع ) هيچ است . فطنة الأعراب . به عربها در هوشيارى و ذهن روشن و قريحهء خوب مثل زنند ، شاعر دربارهء جماعتى گفته : لا دقّة الخصر الرّقيق غذتهم * و تباعدوا عن فطنة الأعراب از مادران و دايگان باريك ميان شير نخوردهاند ، و از هشيارى اعراب دور هستند ( يعنى نه تنى سالم دارند و نه خردى كامل ) . فعلة سجستان - صوفيّة الدّينور . فقّاع القلى . يكى از شاعران مولّد گفته : شربت فقّاع القلى بعدكم * لعارض من تخمة الحبّ حتّى تجشّأت جميع الّذى * قد كان من حبّك فى قلبى يعنى : پس از شما به جهت بيمارى حاصل از پرخورى عشق و ديدار ، آبجو دشمنى نوشيدم ، تا تمامى آنچه را كه از عشق و دوستدارى تو در درون داشتم بيرون ريختم . فقر الأنبياء . نادارى پيامبران . گويند اين بدان سبب است كه شمار پيامبران نادار بيش از